آرشیو برای: "آبان 1399"

1399/08/26

  06:43:00 ب.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: همسرانه

موعظه زیاد ممنوع

#موعظه_پاشیدن_ممنوع!  اگر یک کشاورز در زمین کوچک چند کیلو #گندم بپاشد یقیناً همه دانه‌ها سبز نمی‌شوند و شاید بعد از جوانه زدن، یکدیگر را #خفه کنند.  موعظه‌ی زیاد به همسر یا فرزند، فرد را #لجباز و سرخورده می‌کند. و گاه عزّت او را زیر سوال می‌برد.  وقتی… بیشتر »

1399/08/18

  01:37:00 ق.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: همسرانه

باور گردویی!

 #باورهای_گردویی_در_زندگی  ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ آﻓﺮﯾﻘﺎ ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ #ﺣﻔﺮﻩﻫﺎﯾﯽ درست کردند ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ گذاشتند! #ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﻣﯽڪﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ #ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ، ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺟﯿﻎ ﻣﯽﺯنند ﻭ… بیشتر »
  01:16:00 ق.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: سردار دلها

احترام خاص

 احترام نظامی عجیب #حاج_قاسم یکی‌ از دوستان حاج قاسم می‌گوید: مراسم دانش‌آموختگی دانشگاه امام حسین علیه‌السلام بود فرماندهان نظامی ایستاده بودند تا رهبر انقلاب تشریف آوردند همه احترام نظامی گذاشتند اما حاج قاسم احترامش فرق داشت، یک دست را به احترام… بیشتر »
  12:59:00 ق.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: سردار دلها

شفاعت حاج قاسم

 تبیین مقام شفاعت #شهید_سلیمانی در کلام رهبر انقلاب در سال ۸۴  در منزل شهید محمدرضا عظیم پور در سال ۱۳۸۴ داماد بزرگ خانواده، جواد روح‌اللهی، از رهبر انقلاب درخواست می‌کند: که ان‌شاء‌الله فردای قیامت همه ما را که اینجا هستیم شفاعت کنید. #امام_خامنه‌ای… بیشتر »
  12:45:00 ق.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: مذهبی

آرامشانه

•| پاے‌درس‌دل |• |عَسَی‌أن‌تَكرَهُ‌شَيئًاوَهُوَخَیرٌلَكُم…| گاهی دعاهایمان و اصرار بر آن ، خود گره‌ای بر زندگیمان می‌شود! پس؛ دعا کن و “خیر” بخواه، اما نھ آن خیری که تو فکر میکنی…! :) آیت‌الله‌حق‌شناس • بیشتر »

1399/08/11

  12:55:00 ب.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: همسرانه

اتاق تاریک و فیل

#قضاوت_ناقص_فیلی  در مثنوی آمده است #فیلی در اتاق تاریک بود عدّه‌ای با چشمان بسته وارد اتاق شدند. یکی دست به #خرطومش زد و گفت این ناودان است فردی پاهای فیل را لمس کرد و گفت این #ستون است شخصی گوش‌ او را گرفت و گفت این باد بزن است نفر بعدی دستی بر پشت… بیشتر »

1399/08/06

  01:10:00 ب.ظ, توسط عبد المهدی  
موضوعات: همسرانه

فوت کوزه گری!

? #پرتاب_پَرهای_زندگی ? گویند در مسابقه‌ای به شخصی پَر یک پرنده دادند و گفتند آن را به آن طرف دیوار #پرتاب کن! هرچه با زور بازو تلاش کرد موفق نشد و بعد از چند دقیقه عرق ریختن، ناامید و #خسته گوشه‌ای نشست. بچه‌ای از راه رسید و وقتی از ماجرا خبردار شد،… بیشتر »